۱۳۹۷/۰۶/۲۰

Saber, Tahmineh, Bahareh And Others

از شنیدن مانیفست‌های مدام سلبریتی‌ها از موضوع هسته‌ای تا گرانی خسته‌اید؟ از رونمایی از نمایشگاه‌های سطحی، نیمه‌جعلی و کتاب‌های چندصدهزارتومانی‌شان متاسف می‌شوید؟ از عکس‌های رنگارنگ‌شان در مزون‌ها و آرایشگاه‌ها به‌تنگ آمده‌اید؟ از این‌که هرروز جمع می‌شوند و خودشان از خودشان قدردانی می‌کنند منزجرید؟ راستش را بخواهید این‌طور نیست؛ شما هرروز صفحات‌شان را می‌بینید، اینستاگرام‌شان را دنبال می‌کنید، با آن‌ها سلفی می‌گیرید و کمپین‌های دیمی‌ توییتری‌شان را هم‌خوان می‌کنید. کار بدی نمی‌کنید، مطلقا. دموکراسی یعنی هرکس بتواند هر کتابی چاپ کند و هر نقاشی و عکسی را در نمایشگاهی قاب بگیرد. دموکراسی یعنی هرکس حق دارد حرف بزند. هر حرفی و خب این همان بخش مزخرف دموکراسی است که بعضی‌هایمان دوست نداریم؛ همان بخشی که از ارسطو و افلاطون تا میلتون فردمن، «مصائب دموکراسی»‌اش می‌خوانند. ولی مگر شما این سطح از لیبرالیسم کمیت‌گرا را دوست ندارید؟ مگر چپ‌ها را همیشه پاره نکرده‌اید وقتی از «مواهب لیبرالیسم برای خرده‌سلبریتی‌ها» می‌نویسند؟ و مگر جز این خواسته‌اند، خواسته بودند که در کنار گالری‌ها، تئاترها، سینماها و نشرهای «آدم‌معروف‌ها»، کمی جا برای بقیه هم باشد. بقیه؛ همان طبقه‌ای که ازقضا باسوادند، خوب نقاشی می‌کشند، موسیقی را می‌فهمند، قلم‌شان جان دارد و فقط پول ندارند. ولی شما بی‌پول‌ها را دوست ندارید. بی‌پول‌ها جذاب نیستند. مگرنه؟