۱۳۹۷/۰۴/۰۳

How to Make Pesto like an Italian Grandmother :)


هنوز نمکِ دوساعت کرال اجباری پوستم را می‌خورد. فرصت نداشتم دوش بگیرم. مایو را مثل کشی کندم، موهای خیس را گوجه کردم بالای سر، پانچومانندی تن کردم و دویدم بیرون. شنیدم کسی صدایم کرد یا توهمی بود که در هوا منتشر شد. نیم‌ساعت بعدتر برای دقایقی کنار زدم. عادت به لشیِ فقدان کلاچ ندارم. رنج در پس ذهنم هنوز فضیلت است؛ زنِ کنترل‌گرِ ابله. دسته‌گل را روی صندلی عقب جاگیر می‌کنم. در آینه خط چشم می‌کشم و گونه‌ها را کمی صورتی می‌زنم. لاک یکی از ناخن‌ها را آب برآمده کرده و کاری از دستم برنمی‌آید؛ عبث‌تر از لاک‌زدن در دنیا کاری نیست. عبث و گزاف و چسب‌ناک. موها را در آینه نگاه می‌کنم که کمافی‌السابق خشک و گوسفندی‌ شده است و اختیارش از کف رفته. حالا وسایلم را از ساک به کیف چیتان‌پیتان منتقل می‌کنم و و شال و کفش نباتی‌رنگ را می‌پوشم. زانوهایم هنوز می‌لرزند. زود رسیده‌ام. نفسی عمیق می‌کشم و از سر هیجان و گیجی برای پسرکی دوسه‌ساله دست تکان می‌دهم.