۱۳۹۷/۰۳/۰۸

ومن قال إني تركت دياري مادام قلبك في العمر دار


دارم برایش کباب‌چوبی درست می‌کنم. عطر زعفران و فلفل‌دلمه‌ای‌ها خانه را پر کرده. گرسنه نیستم. امسال افطار کِش نمی‌آید. خوش‌خوشک است. خنک است. خوب است. یک‌بار جایی نوشته بودم که باد برخلاف نسیم، مضطربم می‌کند. زیر لب می‌غرم که «محیره‌الساعه فی الارض الاحلام». دسته‌ی تاج‌خروس‌های جگری و میمونی‌های زرد را می‌گذارم در آب و انگشت‌‌هایم را در خنکی تنگ نگه می‌دارم. عطر زعفران و فلفل‌دلمه در خانه دوردور می‌کند. کمی تشنه‌ام. سمت آینه مداد چشم می‌کشم و زمزمه می‌کنم «و انا سعیده ان یکون فی هذه‌ الارض الاحلام».