۱۳۹۲/۰۶/۰۹

ترسناک‌تر از آدم‌های نتیجه‌گرا و ‍پروسه‌ننگر موجوداتی ندیده‌ام؛ حیات‌واره‌هایی که وقتی اراده کنند چشم‌شان را روی همه‌ی گذشته‌ی تو و بودن‌های تو می‌بندند و چنان با اولین مطابق میل نبودن٬ رزومه چندساله‌ات را شیفت‌دیلیت می‌گیرند و آرشیوت می‌کنند که تکانده می‌شوی. تو ته بن‌بست٬ با همین مقیاس فرارُباتی و گوشت‌ و‌‍ پوست‌ و استخوان٬ بگیر اصلا مقصر صددرصد ماجرا در این نقطه٬ یک نقطه٬ یک‌جا از هزارجا٬ نهصد‌و‌نود‌ونه نقطه‌ای که بوده‌ای و خوب بوده‌ای چه؟ اصلا نیست؟ حساب نمی‌شود؟ مهم نبوده؟ نتیجه٬ پروسه را توجیه می‌کند؟ دوبرگه‌ی پشت‌و‌رو معادله٬ بیست و ‍پنج‌صدم هم نمی‌گیرد؟ فقط جواب آخر نمره دارد؟!