۱۳۹۱/۰۸/۰۹

از دردها



خدمت دوستان عرض شود كه يك آقاي دبيري(حيف از كلمه آقا و حيف‌تر از كلمه دبير) برداشته‌اند، مرحمت كرده‌اند و مطالب وبلاگ كناركارما را عينا، كپي-پيست فرموده‌اند در بلاگ خودشان؛ گاها لطف كرده‌اند دست به متن نزده‌اند و فقط تيتر را تغيير  داده‌اند و گه‌گاه هم متن را به سبك خودشان (!) تنظيم و اديت فرموده‌اند و بعد منتشر كرده‌اند. وقتي دوست ناشناسي برايم كامنت گذاشت و اين موضوع را اطلاع داد، اول خنده‌ام گرفت چون مطالب اينجا اينقدر شخصي است كه درصدي هم نمي‌شود حدس زد به درد كسي بخورد اما وقتي سرحوصله رفتم و وبلاگ را ورق زدم و متبرك شدم، ديدم يا خدا! نه اينكه من مطلب مهمي نوشته‌ام كه ارزش كپي کردن داشته باشد(كما اينكه از دوستان بلاگر ديگر هم مطلب دزديده است)، متعجبم از اينكه چطور صبح تا شب ميان اين نوع از مردم زندگي مي‌كنيم، نفس مي‌كشيم و زنده می‌مانیم؛ بعد خیلی راحت اين آدم بی‌اعتنا به اخلاق مي‌آيد مي‌شود معلم و دبير بچه‌مان، كارشناس ارشد سيستم آموزشي‌مان، زيربناساز فرهنگي نسل جديد مملكت‌مان. واويلا. واويلا!
اينجا چون مملكت امام زمان است و ام‌القراء جهان اسلام است، طبعا قانون كپي‌رايت به كفش کسی هم نيست. از نطفه و گهواره تا گور، دزدان خوبي بار مي‌آييم. قفل‌شكن‌هاي خوب و كپي- پيست‌كارهاي ماهر. برنامه‌هاي نرم‌افزاري كه ساعت‌ها كار فكري برده است را دانلود مي‌كنيم و حالش را مي‌بريم، فيلم كپي مي‌كنيم و هارد مي‌اندوزيم. احترام به توليد محتواي ديگران برايمان جوك است، از پايان‌نامه‌ها و پژوهش‌ها عكس مي‌گيريم و عينا منتقل مي‌كنيم به تز خودمان و چون استاد راهنما و مشاورمان هم يك دزد ديگري شبيه ماست منتها در سطحي بالاتر، لو نميرويم. چون وزيرمان مدركش تقلبي است، چون اساس همه چيزمان دروغ است، چون رييس‌جمهورمان توي چشم دنيا نگاه مي‌كند و مي‌گويد ما ملت شريفي هستيم، پس به زندگي در كثافت عادت مي‌كنيم. اينجاست كه طرح دعوی "دزدي از بلاگ" در محافل قضايي‌مان احتمالا سبب تفريح يك صبح تا شب پرسنل دادگاه می‌شود، اینجاست كه اگر بچه‌ات را بدزدند حق پيگيري داري(اگر این حق هم از بین نرود) ولي اگر دزدي شامل هويتت بشود، مطرح كردنش لابد خنده‌دار است، لذا از خير پيگيري‌هاي حقوقي هم می‌گذریم.

دوست عزيز دزد! به دلايل بالا نمي‌توانم از شما شكايت كنم(و اين به معناي نخواستنم نيست) اما حواست باشد فقط اين‌بار لطف مي‌كنم و لينك بلاگ و پست‌هایت را با جزئيات اينجا نمي‌گذارم. اين البته مسلما به‌خاطر تو نيست بلكه به‌خاطر این است كه نكند يك درصد، شاگردي از شاگردانت اينجا را بخواند و روي اين سيستم آموزشي كه تو نماينده وبلاگ نويسش هستي، ادرار كند! ولي، ولي درصورت تكرار شدن به هرشكلي از اشكال دزدي محتوا از اين بلاگ يا ساير بلاگ‌های دوستان بلاگرم كه در متن ديدم و شناختم، ثانيه‌اي در انتشار جزئيات شك نمي‌كنم. پس اين را به واضح‌ترين شكل ممكن يك اخطار تلقي كن!

هميشه گفته‌ام كه اگر يك‌ روز به اين شجاعت برسم كه براي هميشه از اين كشور بگذارم و بروم، علتش مرگ اخلاقیات مردم اينجاست و به والله كه بحث جمهوريت و اسلاميت و احمدي‌نژاد و راي دزدي و حجاب اجباري دلايل خيلي خيلي بعدترم خواهند بود؛ اينجا كشوري است كه به ما امکان می‌دهد، هم‌زمان که از روی هم رد می‌شویم، خودمان را "ملت شریف" خطاب کنیم.