۱۳۹۱/۰۶/۱۳

از سرخوشي‌ها



آدميزادي كه ما باشيم، خب همين گوشت و پوست و استخوان است (حالا نسبت تركيبي‌اش در هركس متفاوت!) فولاد كه نيست! يك وقتي پيش مي‌آيد كه اصلا خسته است، بهانه‌گير است، كلافه است. مي‌خواهد برود مدتي براي خودش باشد. اصلا كسي كنارش نباشد، با كسي حرف نزند. اصلا هيچ‌كار نكند. برود فقط بنشيند توي صندلي راحتي‌اش و مثلا زل بزند به روبرو. اين حق‌ها را از هم نگيريد! زن و شوهريد، پارتنريد، هرچه هستيد، يك وقت‌هايي به هم فرصت تنها شدن بدهيد و از اين تئوري عشقي جهان سومي"از بشقاب تا رختخواب" دست برداريد. بگذاريد گاهي آدم رابطه‌تان محور افكارش فقط خودش باشد! خب حالا اگر مدتي تنها هستيد، مثلا امروز، دعا كنيد كه باران خوشگلي ببارد و موزيك مناسبي هم روي پس‌زمينه شما و خانه‌تان باشد. حالا كه مي‌خواهيد فكر كنيد و به صداي باران و موسيقي‌تان گوش بدهيد و لابلايش چايي هم بنوشيد، دست به كار شويد و براي خودتان، خود نازنين‌تان، يك خوراك چيني درست كنيد. لطفا همينطوري كه مي‌گويم درست كنيد! لطفا و لطفا با همه احترامم به خانم ليلا حاتمي عزيز، اين خوراك را مثل فيلم سعادت‌آباد درست نكنيد! اين غذا حرمت دارد، TM دارد، با حيثيت عمومي آن بازي نكنيد.

اول : زنگ‌هايتان را قبلا بزنيد و ايميل‌ها و تكست‌هايتان را بفرستيد. چون اين غذا سرعت عمل احتياج دارد و نمي‌توانيد وسطش به همه كاري برسيد. دوم : خوراك چيني واقعي يك غذاي نيم‌پخته است پس اگر دوست نداريد يا مي‌خواهيد همه‌چيز را تا ته سرخ كنيد، قيدش را بزنيد و بي‌خيال شويد. دو تا سينه مرغ برداريد و آن را دراز دراز و نازك خلال كنيد، به آن تركيبي از آرد ذرت و ادويه بپاشيد و بعد در روغن خيلي كم، سرخ كنيد ( روغن هسته انگور و شنگول و منگول و از اين سوسول‌بازي‌ها هم نداريم). حالا يك پياز سفيد درشت را هم درازي خلال و به مرغ اضافه كنيد ( اين غذا تمام سبزيجاتش بايد دراز ‌خرد شوند. قانون‌اش اين است. برنداريد هر اندازه كه حال مي‌كنيد خرد كنيد؛ از اين لحظه به بعد هروقت مي‌گويم خرد كردن، مراد دراز و باريك است. ديگر اين كلمه را تكرار نمي‌كنم چون يك‌جوري مي‌شوم!) حالا دو تا هويج نازك شده،و بعد سه تا فلفل دلمه‌اي عزيز در سه رنگ را به آن اضافه كنيد ( آخ كه من عاشق اين موجود هستم. فلفل دلمه‌اي براي من تجسمي از بهشت است. نگاهش كنيد تو را به خدا! موقع خريد وقتي از دور مي‌بينيدش، تپش‌هاي عاشقانه قلبتان را حس نمي‌كنيد؟!) حالا يك ساقه كرفس و؟! مي‌توانم يك خواهشي كنم؟ كه از قارچ صرف‌نظر كنيد؟ در اصل اين غذا قارچ وجود ندارد به والله؛ آن‌هايي كه شما ديده‌ايد فيلم هستند! قارچ گاها آب مي‌اندازد و شكل مينياتوري اين غذا را خراب مي‌كند. خيلي اصرار داريد؟ مي‌خواهيد خود ليلا حاتمي باشيد، به كمتر از آن هم راضي نيستيد؟! خب. حداقل آخر آخر و همان موقع سرو كردن آن را اضافه كنيد. ديگر هم بحث نكنيد!
حالا دو قاشق آرد ذرت را با يك ليوان آب مرغي كه در بالا پخته بوديد، بگذاريد روي شعله كم تا غليظ شود و بعد به آن چهار قاشق سويا‌سس بزنيد ( لطفا جان خانم كناركارما، اندازه‌ها را رعايت كنيد و ديگر نمك اضافي به غذا نزنيد). يك بسته نودل را ( نودل واقعي چيني را مثل آقاي احمدي نژاد بياييد از سر كوچه ما بخريد ولي اگر پيدا نشد، همين‌ها كه همه سوپرها دارند، كفايت مي‌كند). سه دقيقه در آب جوش بريزيد و آبكش كنيد و به مخلوط سبزيجات و مرخ اضافه كنيد. يك دقيقه بعد سس غليظ شده را روي آن بريزيد و هم بزنيد و سريعا به سمت ميزغذا بشتابيد و رستگار شويد. اگر بلديد با چاپ‌استيك يا هاشي، بخوريد كه عالي وگرنه با چنگال بخوريد. قاشق برنداريد. ميزانسن را خراب نكنيد. بياييد بين چلوكباب و خوراك چيني فرق بگذاريم.

اين غذا، غذاي تنهايي است؛ غذاي يك جورعاشقانه تك‌نفره، با خود خلوت كردن و كرخت بودن. كنار دستش شراب هم مي‌چسبد. زيتون هم. بعدش؟ بعدش برويد، دراز بكشيد و فيلم ببينيد. چه فيلمي؟ من باشم Closer را انتخاب مي‌كنم و مچاله مي‌شوم زير پتوي نازكم. وسط‌هايش مثلا سكانس نمايشگاه عكس‌ آنا و لابلاي ديالوگ‌هاي خلوت اليس و لري، خواب به چشم‌هايتان مي‌آيد. اشكالي ندارد. بگذاريد داستان براي خودش جلو برود. بگذاريد حركت الكل در رگ‌هايتان شما را با كلمات و موسيقي كه ته گوشتان مي‌شنويد به خواب ببرد. بگذاريد اين حال پتو به خود پيچيده، دراز‌شده و كرخت‌شده ساعت‌ها طول بكشد. به خودتان پيله نكنيد؛ آدميزاد نياز دارد گاهي خودش را رها كند و برود.