۱۳۸۹/۰۷/۲۵

شهروند درجه دو

ديده ايد در مسابقات رسمي مثلا المپيك معمولا كساني كه بيشتر از همه گريه مي كنند ، نفرات دوم هستند ؟! شدت ناراحتي آنها از نفر سوم هم بيشتر است چون حس مي كنند خيلي قافيه را باخته اند آن هم درست در شرايطي كه داشتند برتر مي شدند.
نفر دوم بودن خيلي درد دارد ؛ اينكه در نوساني . گاهي به نهايت نزديك به برد كه اول شوي، ببري ولي نمي شود ، نمي شوي . ول مي شوي به امان خدا. بازنده مي شوي . حتي سوم هم نمي شوي كه ديگر اوج نگيري ، خودت را ثابت نكني ، توضيح ندهي ، بخاطر ديگران نبازي ، معذرت نخواهي كه سوم باشي و دلت خوش باشد كه نخودي ماجرا هستي . وقتي دوم هستي هميشه مثل آونگ نوسان داري .هم هستي و هم نيستي ؛ اگر عملكردت خوب باشد پله ها را بالا مي روي و محبوبي ، محبوب تري اما اگر بلرزي اگر حتي به حق بلرزي ، سقوط مي كني ، تقليل مي يابي آن پايين ها ... آدم نفر دوم آدم استند باي هاست ؛ آماده به خدمت ، آماده به بودن . بودن حتي بعد از ناپديد شدن وقتي كه پايين رفته اي و ممكن است بالا بيايي مثلا دلش برايت تنگ بشود يا بغل بخواهد ...
درجه دوم بودن خيلي دردناك است زماني كه حاشيه ها بشود درجه اول رابطه ؛ آنوقت است كه احساس مي كني استندباي حاشيه هايي شده اي كه تلاش مي كنند آونگ نگه ات دارند . خنده دار است ولي زندگي اينطوري است كه گاهي طعم برنز بهتر از نقره است .